مباهله پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با مسیحیان نجران
بسم ربِّ النّور، رَبِّ مُؤمِنُون و هَلأتی میرسند از راه با خـورشید؛ آیاتِ خدا ابـرهـا بـالا سـرِ آنهـا شـبـیه سـایـهبـان خاکِ نجران میشود زیر قدمهاشان طلا صف کشیدند و میانِ راه؛ بوسه میزنند بـر قـد و بـالایِ پـیـغـمـبـر تـمامِ أنـبـيـا رزقِ عالم میشود تأمین زمانیکه علی خاک را با دستهایش میتکانَد از عبا پیشِ پایِ حضرتِ زهرا ملائک ریخته در مسیرِ چادرش روئیده یاس و لالهها از عقیقِ کوچکِ دستِ حسن در هر قدم میرسد پـیـوسـته نانِ تازه دستِ بینوا ای فدایِ لحظهلحظه کودکیهایِ حسین زیرِ پایِ کوچکش گستره شد أرض و سما آمـدند و آمـده جـبـرئـیل استـقـبـالـشـان گفت حق؛ تا به قیامت هست با آلِ کسا رفعِ نفرین کرد و از حضّار، رفعِ شبهه کرد اینچنین شد از تـمـام عـالـمی رفـعِ بـلا رونـمـایی کرد از آیـاتِ تـطـهـیـرِ ازل قوم عیسی را خدا با پنج تن کرد آشنا! |